دوشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۴۰

«محسن اردستانی» در گفتگو با «سینماپرس» مطرح کرد:

از نظر کیفیت اجرا و بسیاری از شاخص‌های فنی خروجی «مراسم تشییع در عراق» نمره بالاتری می‌گیرد/ مدیریت کلان و برنامه‌ریزی منسجمی برای «تولید مستند در ایران» وجود نداشت

محسن اردستانی

سینماپرس: «محسن اردستانی» با انتقاد از نحوه مدیریت پوشش رسانه‌ای و تولید مستندهای مرتبط با مراسم تشییع پیکر امام خامنه‌ای، اظهار داشت: اگر بخواهیم تصویربرداری مراسم تشییع در ایران را با آنچه در عراق انجام شد مقایسه کنیم، با وجود اینکه در عراق تنها در یک روز و در سه لوکیشن مختلف کار انجام شده بود، به نظر من از نظر کیفیت اجرا، قاب‌بندی، پوشش تصویری و بسیاری از شاخص‌های فنی، خروجی عراق نمره بالاتری می‌گیرد. این ضعف مدیریت را اینجا هم می‌شد احساس کرد.  

«محسن اردستانی» مستندساز، در گفت‌وگو با خبرنگار سینماپرس، با اشاره به ضعف‌های مدیریتی سینمای مستند در دوران جنگ و پس از «جنگ تحمیلی رمضان» بخصوص برنامه تشییع پیکر شهید امام خامنه ای، اظهار داشت: من در همه بحران‌ها، همیشه به یک ضعف در مدیریت کلان رسیده‌ام و نسبت به آن اعتراض داشته‌ام؛ چه در دوران جنگ سوریه و عراق و چه امروز. تعدادی از اساتید و فیلمسازان مطرح سینما در این پروژه‌ها حضور داشته‌اند. درباره جزئیات یا اینکه کارگردانی برخی آثار بر عهده چه کسانی بوده، اطلاع دقیقی ندارم، اما فقط یک مقایسه ساده انجام می‌دهم.

وی افزود: اگر بخواهیم تصویربرداری مراسم تشییع در ایران را با آنچه در عراق انجام شد مقایسه کنیم، با وجود اینکه در عراق تنها در یک روز و در سه لوکیشن مختلف کار انجام شده بود، به نظر من از نظر کیفیت اجرا، قاب‌بندی، پوشش تصویری و بسیاری از شاخص‌های فنی، خروجی مراسم تشییع در عراق نمره بالاتری می‌گیرد. این ضعف مدیریت را اینجا هم می‌شد احساس کرد.

کارگردان مستند «به روایت مسافر» که به روایت حضور شهروندان افغانستانی در مراسم تشییع پیکر امام خامنه‌ای می‌پردازد، با انتقاد از نبود هماهنگی و برگزار نشدن جلسات مشترک میان مستندسازان پیش از این مراسم، بیان کرد: مثلاً ممکن بود به من دو پروژه پیشنهاد شود، اما به یکی از دوستان مستندسازمان هیچ پیشنهادی نشود. من حداقل هیچ جلسه مشترکی ندیدم که برای هماهنگی میان مستندسازها برگزار شده باشد. شاید همین مسئله هم باعث شد بعضی از بچه‌ها دلخور شوند. به نظر من، باز هم مدیریت کلان وجود نداشت.

او ادامه داد: شاید لازم بود سازمان صداوسیما و مجموعه‌هایی مثل اوج، مرکز گسترش و سایر نهادهای مرتبط، جلسات مشترکی برگزار می‌کردند تا یک تقسیم کار مشخص انجام شود. البته اگر چنین جلساتی بوده، من در جریانش نیستم. اما اگر قرار است مثلاً روی یک سوژه مرتبط با افغانستان کار شود، منطقی نیست که ۱۰ مستند با یک روایت مشابه تولید شود. می‌شود سه مستند با روایت‌های متفاوت ساخته شود تا تنوع نگاه هم وجود داشته باشد. اگر چنین مدیریتی بوده، من از آن خبر ندارم، اما آن چیزی که خودم دیدم، نشان می‌داد مدیریت کلان و برنامه‌ریزی منسجمی برای تولید مستند در ایران وجود نداشت.

این مستندساز در واکنش به رویکرد نهادهای سینمایی در سپردن تولید مستندهای مراسم تشییع امام خامنه‌ای به کارگردانان سینمای داستانی، تصریح کرد: این افراد استادان ما در حوزه سینمای داستانی هستند و اصل این تصمیم را مثبت می‌دانم. تصورم این بود که این عزیزان مدیریت و هدایت تیم‌های مختلف را بر عهده بگیرند، اما آنچه من دیدم این بود که بیشتر هر کدام مشغول پروژه خودشان بودند. البته باید خروجی کارها را هم دید و بعد قضاوت کرد. در مجموع، استفاده از این افراد ذاتاً کار درستی است، اما من بازتاب آن را در میدان ندیدم. البته ممکن است من ندیده باشم و اگر با چند نفر دیگر از مستندسازها صحبت کنید، نظر متفاوتی داشته باشند.

وی افزود: به نظر من، اگر قرار باشد از کارگردانان داستانی استفاده شود، کسانی که سابقه مستندسازی هم داشته‌اند، اولویت دارند؛ مثل آقای حاتمی‌کیا که کار مستند انجام داده یا آقای کمال تبریزی که در مقطعی خودش دوربین به دست گرفته و مستند تصویربرداری کرده است. این افراد با فضای مستند آشنا هستند. بالاخره زبان و فرم مستند با سینمای داستانی تفاوت دارد. البته ممکن است سایر دوستان هم این تجربه را داشته باشند و من اطلاع نداشته باشم، اما در مجموع اصل این تصمیم را درست می‌دانم و درباره نتیجه آن باید بعد از دیدن خروجی آثار قضاوت کرد.

کارگردان مستندهای «فرکانس۶۰۵۵ مرگ» و «بدون مرز» در مورد عملکرد مدیریتی حوزه سینمای مستند در دوره جنگ رمضان اظهار داشت: نسبت به جنگ ۱۲ روزه شرایط کمی بهتر شده بود، اما هنوز هم اشکالاتی وجود داشت. انگار با وجود همه تجربه‌هایی که داریم، هر بار که با یک بحران جدید روبه‌رو می‌شویم، دوباره باید از نقطه صفر شروع کنیم. مثلاً ما سال‌هاست مراسم‌های بزرگ تشییع برگزار می‌کنیم، اما باز هم در برگزاری یک مراسم بزرگ با اشکالاتی مواجه می‌شویم. در بحران‌ها هم همین وضعیت وجود دارد.

وی یادآور شد: البته اتفاقات مثبتی هم افتاده بود. دو، سه ماه قبل از شروع جنگ، با برخی مجموعه‌ها جلساتی برگزار کرده بودیم و درباره این صحبت شده بود که اگر چنین اتفاقی رخ داد، چطور همدیگر را پیدا کنیم و چه سازوکاری داشته باشیم. این تجربه حاصل همان جنگ ۱۲ روزه بود و باعث شد آمادگی بیشتری ایجاد شود.

او ادامه داد: به همین دلیل، در جنگ اخیر خیلی سریع‌تر وارد عمل شدیم. به نظر من، پختگی مجموعه‌ها در این دوره نسبت به جنگ ۱۲ روزه به‌مراتب بیشتر بود. مثلاً در روایت فتح، که خودم با آن همکاری دارم، از قبل جلسه گذاشته بودند و پیش‌بینی کرده بودند که اگر چنین شرایطی پیش آمد، ظرف یک روز کارت‌های شناسایی و مجوزها را به نیروها برسانند و همین کار را هم انجام دادند.

وی افزود: در مجموعه اوج هم بعد از جنگ ۱۲ روزه چند جلسه برگزار شد که خودم در آن‌ها حضور داشتم. آنجا هم درباره سناریوهای احتمالی صحبت شد و اینکه اگر دوباره چنین اتفاقی افتاد، چطور نیروها سریع‌تر هماهنگ شوند.

«محسن اردستانی» در پایان این گفت و گو خاطرنشان ساخت: مجموع این اتفاقات نشان می‌داد که تجربه جنگ ۱۲ روزه بی‌تأثیر نبوده و مجموعه‌ها در جنگ اخیر با آمادگی بیشتری عمل کردند.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.